عمر السهروردي ( مترجم : ابومنصور اصفهانى )

23

عوارف المعارف ( فارسى )

باب پنجم در بيان ماهيّت تصوّف عن ابن عمر - رضى اللّه عنه - قال : قال رسول اللّه - صلعم - : « لكلّ شىء مفتاح و مفتاح الجنّة حبّ المساكين و الفقراء الصّبر ، هم جلساء اللّه تعالى يوم القيامة « * » » رسول - صلعم - گفت : هر چيزى را كليدى هست ، و مفتاح بهشت ، دوستى و محبّت و صداقت و مودّت مساكين و بيچارگان است ، و درويشان صابر ، همنشينان حضرت عزّت‌اند در روز قيامت . شيخ - رضى اللّه عنه - گفت : بنياد تصوف ، بر فقر نهاده‌اند . و رويم - قدس اللّه روحه - گفت : مبناى تصوّف بر سه خصلت است : التّمسّك بالفقر و الافتقار ، و التحقّق بالبذل و الايثار ، و ترك التّعرّض و الاختيار . اوّل در آويختن است به درويشى و نياز . و دوم درست گردانيدن بخشش و ايثار . سوم ترك كردن اعتراض و اختيار . و قال معروف الكرخى - قدس اللّه روحه - : التّصوّف الاخذ بالحقايق و اليأس [ عمّا ] فى ايدى الخلائق ، يعنى : تصوف ، فرا گرفتن چيزهاست به حق آن ، و نوميد شدن است ، از آنچه در دست آفريدگان است . و معلوم بايد كرد ، كه هر كس كه به حقيقت فقر نرسد ، به حقيقت تصوّف نرسد . ابو الحسين نورى - قدس اللّه روحه - گفته است كه : صفت درويش آنست ، كه چون نيابد آراميده باشد ، و چون بيابد ببخشد و ايثار كند . و ابو حفص - قدس اللّه روحه - گفت : جملگى تصوّف ، نگاهداشت آداب است ، هر وقتى را ادبى [ و هر گفتارى را ادبى ] و هر كردارى را ادبى ، هر كه بر دقايق آداب محافظت نمايد به مقصود رسد ، و هر كه از حفظ آداب بىبهره ماند دور است . اگرچه گمان مىبرد كه نزديك است . و بيگانه است ، اگرچه ظنّ مىبرد كه آشنا است . و مردود است اگرچه گمان مىبرد كه مقبول است . و بعضى گفته‌اند كه : نيكويى ادب ظاهر ، عنوان ادب باطن است . و در خبر است كه رسول - صلعم - شخصى را ديد كه در نماز حركت مىكرد ، گفت : « لو خشع قلبه ، لخشعت جوارحه « * * » » يعنى : نشان سكون و خشوع در دل ، به وساطت خشوع جوارح ظاهر شود . و از ابو محمّد جريرى - قدس اللّه روحه - سؤال كردند كه : تصوّف چيست ؟ گفت : الدّخول فى كلّ خلق سنىّ و الخروج عن كلّ خلق دنىّ » [ يعنى : تصوف ، آنست كه خود را پاك كنند از اخلاق ذميمه ، و به اخلاق حميده ، خود را آراسته كنند . و بعضى گفته‌اند : اوّل ] تصوف علم است و اوسط آن عمل ، و آخر آن بخشش و عنايت حق تعالى ، و سهل - قدس الله روحه - گفته است كه : صوفى آنست كه خود را از جملهء تيرگىها و تاريكىها پاك كند ، و از فكرت صافى اندرون خود را پر كند ، و از خلق بگريزد ، و در حضرت عزّت آويزد ، و در پيش نظر او زر و سيم كلوخ و سنگ يكسان باشد . و قال

--> ( * ) جامع الصغير ج 2 ص 212 . ( * * ) در جامع الصغير ج 2 ص 219 حديث بدين صورتست : « لو خشع هذا ، خشعت جوارحه » .